تبلیغات
داستان کوتاه - بستنی
 
داستان کوتاه
در این وبلاگ انواع داستان های کوتاه منتشر می شود
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نینی تیتیش
مطالب اخیر
نویسندگان
چهارشنبه 22 مرداد 1393 :: نویسنده : نینی تیتیش

پسربچه ای وارد یک بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسربچه پرسید: «یک بستنی میوه ای چند است؟» پیشخدمت پاسخ داد:«50سنت». پسربچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید:«یک بستنی ساده چند است؟»

در همین حال، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند. پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد:«35سنت». پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت:«لطفا یک بستنی ساده.» پیشخدمت بستنی را آورد و بدنبال کار خود رفت. پسرک نیز پس از خوردن بستنی، پول را به صندوق پرداخت و رفت.

وقتی پیشخدمت بازگشت، از آنچه دید حیرت کرد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، 2 سکه 5 سنتی و 5 سکه 1 سنتی گذاشته شده بود- برای انعام پیشخدمت.

منبع: هفده داستان کوتاه کوتاه، گزیده و ترجمه سارا طهرانیان، چاپ یازدهم اسفند 1382 خورشیدی



نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : داستان کوتاه، داستان کوتاه عاشقانه، داستان کوتاه آموزنده، داستان کوتاه عرفانی، داستان کوتاه اخلاقی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:01 ب.ظ
You could certainly see your enthusiasm within the work you write.

The sector hopes for more passionate writers such as
you who aren't afraid to mention how they believe.
Always follow your heart.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 06:38 ب.ظ
Wow that was odd. I just wrote an extremely long comment but after
I clicked submit my comment didn't appear. Grrrr...
well I'm not writing all that over again. Anyhow, just wanted to say superb blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :