تبلیغات
داستان کوتاه - چشمه خورشید
 
داستان کوتاه
در این وبلاگ انواع داستان های کوتاه منتشر می شود
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نینی تیتیش
مطالب اخیر
نویسندگان
جمعه 12 دی 1393 :: نویسنده : نینی تیتیش

افسانه‌ی عربی

تاجری بود که جز زن و دخترش کس دیگری نداشت. وقتی مرگ به سراغ تاجر آمد دختر با مادرش تنها ماند. اما زن فن فال گیری با شن را می دانست.

او مشتی شن را بر می داشت و از روی تپه گودالهای کوچکی  که در آن ایجاد می شد آینده افراد را می خواند. روزی سجاده خود را پهن کرد و از خدا خواست تا راهنمای دستهایش باشد. اما همین که شن را روی زمین پخش کرد، دید که تقدیر بر آن است تا برده سیاهش با تنها دخترش ازدواج کند. وی از شر شیطان به خدا پناه جست و از او کمک خواست و بار دیگر فال گرفت. همان نتیجه دوباره تکرار شد. مقدر شده بود که غلام سیاه شوهر دخترش شود. زن با خود گفت "چطور این دختر زیبا همسر چنین آدمی شود؟"

طولی نکشید که زن برنامه ای ترتیب داد تا برده سیاه را آزاد کند. اورا نزد خود فرا خواند و گفت "می خواهم تو را به یم ماموریت بفرستم مایلم به چشمه خورشید-عین الشمس- بروی و از او بپرسی که اقبال خوب دختر بانوی من چیست؟ مرد گفت "با کمال میل خواهم رفت". زن تدارک سفر را دید و او را روانه کرد.

غلام هیچ تجربه ای نداشت. او شهرها را از کشورها تشخیص نمی داد و حتی کمترین اطلاعی نداشت که از کدام راه برود یا در کجا راهش را تغییر دهد. اما همانطور که می رفت به مردی رسید که عصایی در دست داشت و گوسفندان سیاه و سفیدی را می چراند. غلام سلام کرد و آن مرد سلامش را پاسخ گفت. غلام از او پرسید "ممکن است به من بگویی که نام این راه ها چیست و به کجا منتهی می شوند؟" مرد گفت "از کدام یک از آنها می خواهی بروی و مقصدت کجاست؟" غلام گفت "من به دنبال چشمه خورشیدم تا راجع به اقبال خوب دختر بانویم از او بپرسم." مرد تاملی کرد و گفت "آها! خب من هم سوالی دارم، آیا اگر به چشمه خورشید رسیدی از او خواهی پرسید که چشم چوپان تا کی باید دنبال رمه باشد؟" غلام موافقت کرد. آنگاه رفت و رفت و رفت تا به مردی رسید که داشت درو می کرد. او خوشه های سبز و خشک گندم را درو می کرد و همه را توی رودخانه می ریخت. غلام سلام کرد و آن مرد پاسخ داد "علیکم السلام. عازم کجایی ای برادر؟" "من نزد چشمه خورشید می روم تا از او بپرسم که دختر بانوی من چه اقبال خوبی در پیش رو دارد؟" مرد گفت "اگر به آنجا رسیدی آیا این مطلب اضافی را به چشمه خورشید خواهی گفت که انسان تا کی باید همه محصولش را توی رودخانه بریزد بی آنکه میان خوشه زرد و خوشه سبز گندم تفتوتی قائل شود؟"

غلام موافقت کرد و رفت و رفت و رفت تا به دریایی رسید که بی انتها بود. ماهی ای روی آب شناور بود. آن ماهی از غلام پرسید "مقصدت کجاست؟" مقصدم چشمه خورشید است. می خواهم از او بپرسم که دختر بانوی من چه اقبال خوشی در پیش دارد؟" ماهی پرسی "چگونه می خواهی چشمه خورشید را پیدا کنی؟" و هنگامی که مرد اظهار بی اطلاعی کرد، ماهی گفت "من شما را می برم. شما را روی پشتم می گذارم و از میان دریا رد می کنم، به این شرط که قتی به چشمه خورشید رسیدی از او بپرسی که چرا این ماهی بروی آب شناور است؟" غلام موافقت کرد و ماهی او را تا آن سوی دریا برد و قول داد تا بازگشت غلام منتظرش بماند.

مرد رفت و رفت و رفت تا اینکه چشمه خورشید را دید. نخستین چیزی که از او پرسید این بود "ای چشمه خورشید دختر بانوی من چه اقبال نیکی در پیش دارد؟" و او پاسخ داد "اقبال نیکش شما هستی. آری او از آن شماست، از آن شما."

آنگاه غلام گفت "چوپان نیز از من خواست از شما بپرسم، تا کی گله را باید به چرا ببرد." چشمه خورشید جواب داد "او کسی است که حساب شبها و روزها را نگه می دارد و باید تا ابد به کار خود ادامه دهد." غلام گفت "در مورد دروگر چه می گویی که ترو خشک را باهم درو می کند و آنها را توی آب می اندازد و هیچ فرقی میان آنها قائل نیست؟" چشمه خورشید پاسخ داد "این فرد کسی است که جان پیر و جوان را می گیرد و کارش پایان ندارد. خوشه های های سبز جوان ها و نادانها و خوشه های رسیده، انسانهای سپید مو هستند.

آن مرد گفت "من یک سوال دیگر هم دارم." چشمه خورشید گفت "بپرس." راستی آن ماهی چرا فقط روی آب شناور است و نمی تواند بپرد یا در آب فرو برود؟" چشمه خورشید پاسخ داد "اول بگذار ماهی تو را از دریا عبور دهد. هنگامی که بسلامت پا بر خشکی گذاشتی، آهسته ضربه ای به پشتش بزن، مرواریدی را به اندازه یک فندق از دهان خواهد انداخت، آن گاه می تواند زیر امواج به بقیه ماهی ها بپیوندد. مروارید، جایزه شماست. در آن سوی جاده ای که به طرف خانه ات می رود دو حوض سنگی خواهی دید. در یکی آب و در دیگری گنج خواهی یافت. در آن یکی آبتنی کن شما را نثل نقره سفید خواهد کرد. گنج هم از آن شماست." غلام سیاه آنچه را که چشمه خورشید گفته بود انجام داد. او به سفیدی نقره شد و همه ثروت خود را بار چندین قاطر کرد و به طرف خانه بانویش حرکت کرد. وقتی با این اموال فراوان به در خانه رسید، مردم شهر که ب دنبال او راه افتاده بودند از تعجب باز ماندند. وارد خانه که شد بانوی خانه او را نشناخت و با تعجب به خود گفت "این باید پسر برادر شوهرم باشد که در شهر دیگری زندگی می کند. او احتمالا خبر مرگ عمویش را شنیده و برای خواستگاری دختر عمویش آمده است. چه کسی بیش از پسر عموی بزرگتر نسبت به این دختر حق دارد؟"

با غلام همانند یک میهمان محترم رفتار شد. در تمام این مدت نه غلام سوالی کرد ونه زن چیزی پرسید. پس آن زن پرسید "آیا مایلی این دختر را به زنی بگیری؟" و او جواب داد "اگر شما مایل باشید من حرفی ندارم."

تدارکهای لازم انجام شد. مبلغ مهریه را تعیین کردند و هرچه دوختنی بود دوخته شد و هرچه آماده کردنی بود، آماده شد. دختر را به حمام بردند و مهمانان به عروسی دعوت شدند.

شب عروسی فرا رسید. ریشهایش بوی عطر می داد. او بلند بالا، همچون قهرمانان افسانه ها، دست به سینه ایستاده بود و چهره زیبایش همانند مهتاب می درخشید. دختر از خجالت سرخ شده بود. او منتظر بود تا داماد صحبتی بکند اما وی چیزی نگفت. عروس امیدوار بود داماد کنارش بنشیند اما وی همچنان ایستاده بود. سر انجام عروس گفت "چرا راحت نیستی، چرا نمی نشینی؟"  داماد پاسخ داد "ای دختر ارباب و اب فرزند باوی من، چگونه بی اجازه یا دستور شما به جایی بروم یا بنشینم؟" دختر گفت "چه چیزهای عجیبی می گویی! چرا اینطور صحبت می کنی؟" داماد گفت "چون من غلام شما بودم. مادرتان از من خواست به چشمه خورشید سفر کنم و اکنون به این شکل نزد شما باز گشته ام!" دختر گفت "آن چه را گفتی نباید هیچ جای دیگر تکرار کنی و هیچ آدمیزاد دیگری نباید آن را بفهمد!" دخترخندید و با خود گفت "خدایا تو را شکر می کنم که این بخت . اقبال و قسمت را نصیبم کردی!"



نوع مطلب : افسانه های ملل، 
برچسب ها : افسانه های ملل، افسانه هاس اقوام، داستان های ملل، داستان های اقوام، افسانه عربی، افسانه اعراب، داستان های اعراب،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 08:35 ق.ظ
I visit everyday some websites and sites to read content, but this website presents quality based writing.
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:28 ق.ظ
When some one searches for his required thing, thus he/she wants to be available that in detail, thus that thing
is maintained over here.
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:35 ب.ظ
Appreciate the recommendation. Will try it out.
دوشنبه 12 تیر 1396 03:52 ق.ظ
Glad to be one of several visitants on this awing site :
D.
سه شنبه 6 تیر 1396 10:29 ب.ظ
I leave a response each time I like a article on a blog
or I have something to valuable to contribute to the conversation. It's caused by the fire displayed in the post I looked at.

And on this post داستان کوتاه - چشمه خورشید.
I was excited enough to drop a commenta response :
-) I do have 2 questions for you if it's okay. Could
it be just me or do a few of the responses come across like they are written by brain dead visitors?

:-P And, if you are posting on other social sites, I'd like
to keep up with you. Could you list the complete urls of your public pages
like your Facebook page, twitter feed, or linkedin profile?
سه شنبه 6 تیر 1396 06:45 ق.ظ
Hi, Neat post. There is a problem along
with your site in web explorer, may check this? IE nonetheless
is the marketplace leader and a good component of folks will leave out your fantastic writing because of this problem.
شنبه 3 تیر 1396 04:55 ب.ظ
Loving the information on this web site, you have done great job on the articles.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:49 ب.ظ
Thank you for sharing your thoughts. I really appreciate your efforts and
I am waiting for your further write ups thanks once again.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 04:22 ب.ظ
Actually when someone doesn't understand afterward its up to other visitors that they will help, so
here it occurs.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 02:54 ب.ظ
I'm really enjoying the design and layout of your site.

It's a very easy on the eyes which makes it much
more pleasant for me to come here and visit more often. Did you hire out a designer to create your theme?
Outstanding work!
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:22 ب.ظ
whoah this weblog is great i love reading your posts. Keep up
the good work! You understand, many persons are searching around for this information, you can aid them greatly.
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:02 ق.ظ
Excellent goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you're just extremely great.

I actually like what you have acquired here, really like what you're saying and the way
in which you say it. You make it enjoyable and you still take care of
to keep it wise. I cant wait to read much more from you. This is really
a tremendous website.
چهارشنبه 19 آبان 1395 07:26 ق.ظ
تخفیف ویژه 10 هزار تومنی ریحون!
غذا رو سفارش بدید و 10 هزار تومن تخفیف بگیرید!
برای هر کسی که از لینک شما کد تخفیف رو بگیره هم 10 هزار تومن به حساب شما افزوده میشه!
برای گرفتن تخفیف 10 هزار تومنی مراحل زیر رو انجام بدید:
اول لینک رو باز کنید و کد تخفیف رو کپی یا یادداشت کنید
بعدش برید به صفحه اصلی سایت ریحون reyhoon.com و نرم افزار رو دریافت کنید (با گوشی برید و باید برنامه بازار رو داشته باشید)
بعد از نصب نرم افزار ثبت نام کنید (20 ثانیه طول میکشه نهایت!)
موقع سفارش غذا کد تخفیف رو بزنید تا 10 هزار تومن از هزینه غذا کم بشه
مثلا 20 هزار تومن غذا سفارش بدید فقط 10هزار تومن پرداخت میکنید
سوالی داشتید ایمیل بزنید
موفق باشی!

چهارشنبه 7 بهمن 1394 08:33 ق.ظ

کسب درآمد ماهانه بالای 1 میلیون تومان
100 درصد تضمینی

توجه : پس از وارد شدن به لینک ها 15 ثانیه صبر کنید و سپس روی دکمه ی
سبز رنگ "رد کردن تبلیغ" کلیک کنید.

لینک آموزش برای آقایان:

http://bit.do/toopfile14

لینک آموزش برای خانم ها:

http://bit.do/toopfile13
سه شنبه 30 تیر 1394 12:54 ق.ظ
سلام علیکم
احسنت بر شما
موفق و موید باشید

دوشنبه 10 فروردین 1394 12:47 ب.ظ
سلام روز بخیر!

نوشته هات عالییییییه! حرف نداره!

منم یه وبلاگ ساختم سریال کره ای دوبله فارسی برای دانلود گذاشتم!

اگه خواستی بیا و ببین!

فعلا سریال های زیر آماده دانلود است :


1- افسانه جومونگ 2- سرزمین باد ها

3- افسانه دونگی 4- جواهری در قصر

5- سرزمین آهن 6- امپراطور دریا

7- تاجر پوسان


تمام سریال ها دوبله فارسی و کامل هستند!


اگر پیشنهاد و یا درخواست سریال داری توی نظرات برام بنویس


برای بهتر شدن وبلاگم به نظرت نیاز دارم!


حتما بیا!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :